در دنیای امروز با سرعت بالایی با تغییرات مواجه می‌شویم. ساختارها درهم می‌شکنند و از نو بنا می‌شوند و دوباره درهم می‌شکنند.

 

انسان امروزی با جسارت بیش‌تری به دنیای اطراف خود نگاه می‌کند و بر مفاهیمی که شاید در قرون گذشته تعریف از پیش تعیین شده‌ای داشته است، از نو نگاه می‌کند و تعاریف جدیدی از نو می‌سازد. یکی از این مفاهیم که دست‌خوش تغییرات بسیاری بوده، تعریف فضاست.

 

روشن است که به‌تدریج در نظریه‌های معماری، تعریف فضا از محصور بودن مطلق، به آگاهی پیدا کردن از حضور انسان، رابطه‌ی میان انسان و محیط، هم‌چنین آگاهی یافتن از معنای مکان وابسته شده و پیرو آن بر ابعاد وجودی انسان اهمیت بیش‌تری نهاده است.

 

این مفهوم نوین متاثر از ورود اندیشه‌های پدیدارشناختی است و این درک ارزش و اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند وقتی می‌فهمیم که در این دیدگاه فکری می‌توان میزان اهمیت به ابعاد وجودی انسان و طبیعت انسانی را درک، تاثیر آن را در معماری پی‌گیری و فضای انسانی را تحلیل کرد.

در این‌ نوشته به بررسی تغییر و تحول در محیط کار پرداختیم و در انتها دغدغه‌مان را به شما به اشتراک گذاشتیم.

 

آغاز…

اگر بخواهیم نخستین دفاتر کار به‌شکل مدرن را بررسی کنیم به دفاتری بزرگ می‌رسیم که در طبقه‌ی هم‌کف ساختمان قرار داشتند و تاجر و خانواده‌اش در طبقات بالاتر زندگی می‌کردند. در طبقه‌ی هم‌کف تاجر پشت میزی بزرگ می‌نشست و کارمندانش پشت میزهای کوچک‌شان مشغول انجام دادن کارها در مقابل چشم‌های تیزبین تاجر بودند.

هم‌زمان با توسعه و تکامل شرکت‌ها، دفاتر کار و نیازهای آن‌ها نیز تکامل یافت. کم‌کم اتاق‌های متعدد به بافت دفاتر اضافه شد و در ادامه، افزون‌بر دفاتر کار متعدد، فضاهایی نیز برای خوش‌آمدگویی و پذیرایی از میهمانان در نظر گرفته شد.

همان‌گونه که از شیوه‌ی تفکر و فرهنگ غالب بر آن دوره پیداست و تاثیر آن به‌روشنی در معماری مشهود است، انسان دارای ارزشی ثانویه است و ارزش اصلی را صاحبان سرمایه و هدف آن‌ها می‌سازد. فارغ از فشار عصبی که افراد از تحت کنترل بودن و… باید تحمل کنند، در یک سالن مقابل چشمان تاجر قرار می‌گیرند تا خطاهای‌شان از چشمان او دور نماند و فرصتی برای غفلت کردن نداشته باشند.

به‌مرور زمان تجملات و ظاهرسازی به معماری فضایی اضافه می‌شود اما هم‌چنان هدف اصلی جذب ارزش بیش‌تر برای یک فرد یا یک مجموعه، اهمیت اصلی را داراست.

اهمیت انسان

کم‌کم با ورود به دهه‌ی ۱۹۰۰ و ورود تعاریف و نگاه نوین به انسان، تلاش‌ها به این سمت می‌رود که فضا در خدمت انسان قرار گیرد. در این دوره برای نخستین‌بار فرانک لوید رایت ساختمان لارکین را همان‌گونه که در تصویر می‌بینید به‌شکل پلان آزاد در نیویورک طراحی کرد و به‌مرور این طرح تکامل یافت.

در این طرح مدیران اجرایی و ارشد در اتاق‌هایی بزرگ مستقر بودند، باپنجره‌هایی بزرگ که دورتادور ساختمان را احاطه کرده بود و میزهایی که در مرکز ساختمان برای انجام کارهای دفتری و دبیرخانه‌ای ردیف شده بودند. هم‌چنان در این دوره‌ها شاهد چارچوب‌ها و ساختارهای دقیق هستیم و مدیران و کارشناسان جایگاه نظارتی دارند.

اهداف اصلی که معماران را به‌سمت طراحی پلان آزاد برای محیط کار سوق داد عبارت‌اند از:

• وضعیت اقتصادی: ایجاد فضای یک‌دست برای این‌که تعداد بیش‌تری از کارمندان در کنار هم کار کنند.

• تسهیل و بهبود ارتباط: ایجاد فضایی که کارکنان به‌سادگی به‌هم دسترسی داشته باشند و بتوانند در مورد مسایل کاری باهم به‌راحتی گفت‌وگو کنند و فضای دوستانه‌تری را تجربه کنند.

• افزایش خلاقیت: در کنار هم قرار دادن کارکنان برای داشتن زمان بیش‌تری به‌منظور هم‌فکری و انتقال نظرات و ایده‌ها.

• کنترل ساده‌تر: کارفرمایان توانایی کنترل و نظارت راحت‌تری روی کار اعضا داشته و همه‌ی آنان در مرکز کنترل کارفرما قرار داشته باشند. در عین حال، کارکنان به‌دلیل آزادی تعریف شده در معماری و چیدمان فضا، فشار محسوسی را تجربه نکنند.

اما در واقعیت اتفاقی که افتاد کاملاً مطابق میل طراحان پیش نرفت و برخلاف انتظار آنان نقاط ضعف پررنگی را با خود همراه داشت که عبارت بودند از:

• سروصدا و عدم تمرکز: ناخودآگاه قرار گرفتن تعداد بالایی از کارمند که آزادانه در فضا حرکت کنند و با هم صحبت کنند، ایجاد سروصدایی دایمی می‌کند که سبب اختلال در کار افرادی می‌شود که نیاز به آرامش و تمرکز در کار خود دارند. کارکنان ناخواسته وسط کار هم می‌پرند و سبب برهم زدن نظم فکری هم‌دیگر می‌شوند و در مجموع همه‌ی این‌ها بازدهی کارکنان را پایین می‌آورد.

• نبود فضای امن: در کنار هم قرار گرفتن کارکنان ناخواسته به مانیتورها و فضای کار اعضا اشراف ایجاد می‌کند و این سبب معذب شدن و کاهش خلاقیت فردی می‌شود و افراد احساس زیر نظر بودن و کنترل شدن می‌کنند و نسبت به هم دچار بدگمانی می‌شوند.

• انتقال بیماری: باز هم به‌دلیل ارتباط بسیار، ویروس و بیماری به‌سرعت در بین اعضا منتقل و منجر به افزایش تعداد افراد بیمار در شرکت و افزایش تعداد روزهای مرخصی اعضا می‌شود.
تمامی معضلات بالا طراحان را وادار کرد تا به فکر راه‌حل‌های دیگری باشند.

ظهور Action Office

در دهه‌ی ۱۹۶۰ استراتژی کوییک‌برنر منجر به رویکرد Action Office شد که در ابتدا طرف‌دار بسیاری نداشت اما به‌مرور با تغییراتی که در طراحی آن انجام شد، مورد اقبال عمومی قرار گرفت.

از مزایای اصلی این چیدمان می‌توان به این موارد اشاره کرد:

• تمرکز: محصور شدن میز کار از سه جهت با پارتیشن‌ها، تمرکز کارکنان را افزایش می‌داد.

 

• حریم خصوصی: هر کدام از کارکنان احساس می‌کنند فضایی امن و محفوظ برای خود دارند.

• تمیزی: هر کس مسوول محدوده‌ی مشخصی برای خود است و می‌تواند بهداشت آن را با دقت بیش‌تری حفظ کند.

اما این مزایا نتوانستند نکات ضعف این چیدمان را پوشش دهند. مهم‌ترین نقاط ضعف آن عبارت بودند از:

• عدم ارتباط: فضاهای سلولی امکان برقراری ارتباط بین کارکنان را سخت می‌کند.

• کسل‌کننده بودن: هر کدام از کارکنان در سه جهت اطراف خود فقط دیوار می‌بینند و این برای ساعت طولانی کسل‌کننده و خسته‌کننده می‌شود.

• هزینه: به‌دلیل عدم به اشتراک‌گذاری خدمات مشترک مانند اسکنر و پرینتر، هم‌چنین نورپردازی ویژه، هزینه‌ی تجهیزات به‌شکل محسوسی بالا می‌رود.

جورج نلسون در نقد این طراحی جمله‌ی معروفی دارد که به‌سادگی این محیط کار را در آن توصیف کرده است: «حتمن نباید یک منتقد با دیدگاه تخصصی باشد تا بفهمد Action Office محیط لذت‌بخشی برای کارکنان نیست. این مکان صرفن برای طراحانی تحسین‌برانگیز است که به‌دنبال جا دادن بیش‌ترین افراد در یک محیط کوچک هستند. در این شرکت‌ها بازار بزرگی دیده می‌شود که با کارکنان آن مانند زامبی رفتار می‌شود و راهروهای مرده‌بازار همه را وادار به سکوت می‌کند».

طراحی‌های نسل نوین

در سال ۱۹۸۵ فیلیپ استون و رابرت لوکتی این ایده را مطرح کردند که «دفتر کار شما، همان جایی است که خودتان هستید». در آن دوره تلفن‌های همراه و تکنولوژی‌های نوظهور این ایده را مطرح کردند که می‌توان دور از میز هم کار کرد. ایده‌ی «کار مبتنی‌بر فعالیت» نیز از همین‌جا ریشه گرفت. براساس این رویکرد افراد مجبور نبودند پشت میز به کارشان برسند و برای انجام کار حضورشان در محل کار کافی بود و هر کس می‌توانست در هر نقطه از دفتر که دوست دارد به کارش برسد.

این شیوه‌ی تفکر زیربنایی برای طراحی راه‌حل‌های بعدی شد. تغییرات بعدی بسیار هم‌زمان‌تر و درهم‌تر اتفاق افتادند، مرزهای واضح و دقیق نداشتند اما برای پاسخ‌گویی به نیازهایی مشترک شکل می‌گرفتند. طراحی و چیدمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شد و سازمان‌ها به آن به چشم یک مزیت رقابتی نگاه می‌کردند و فرهنگ هر سازمان طراحی محیط کار را تحت تاثیر خود قرار می‌داد. از مسایلی که در بیش‌تر طراحی‌های نسل نوین دید، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

• ایجاد فضایی ایمن و راحت برای کارکنان
• توجه به آسایش کارکنان
• دردسترس قرار دادن نیازهای روزمره‌ی زندگی و رفع آن‌ها در داخل شرکت
• افزایش تمرکز و خلاقیت با استفاده از فضاهای متنوع و ابزار گوناگون
• ایجاد فضاهای تعاملی که به اعضا فرصت برقراری ارتباط‌های اجتماعی بدهد
• پدید آوردن فضاهای آرام و خصوصی برای کار کردن در تمرکز و سکوت

منبع: آروان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.